به نام خالق عشق
روز پنج‌شنبه 98/01/15 جلسه پنجم از دور نوزدهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر  علیرضا،  و استادی مسافر مهدی و دبیری  مسافر  علی بادستور جلسه اول :چگونه از تعطیلات استفاده کنیم؟ و دستور جلسه دوم: جشن اولین سالروز رهایی مسافر مهدی رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


تعطیلات، یک ریکاوری درونی و بیرونی است؛ و افراد در تعطیلات به ریکاوری خودشان می‌پردازند.



به نام نامی عشق. سلام دوستان مهدی هستم مسافر. خداوند را شاکرم که یکبار دیگر این فرصت را به من داد که در این جایگاه در خدمت شما عزیزان باشم. عید نوروز را به همه عزیزان تبریک می‌گویم. انشاالله سالی که در پیش رو دارید سالی پر از برکت و سلامتی باشد برای تمامی دوستان. دو تا دستور جلسه داریم طبق روال گذشته که دستور جلسه اول، دستور جلسه "چگونه از تعطیلات استفاده کنیم" است؛ که البته تعطیلات تمام شده است و الان باید ببینیم که چگونه استفاده کرده‌ایم اصلا و خیلی زیبا است که الان این روز مصادف شده است با آخرین روز تعطیلات. فلسفه تعطیلات را ما وقتی که در کنگره نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در گذشته ما در کنگره تعطیلات نداشتیم؛ که دلایل خاص خودش را داشت. ولی بعد از گذشت مدتی چون کنگره جاری است و رو به جلو است، مدیران و بزرگان کنگره به این نتیجه رسیدند که بجه‌های کنگره همانند بقیه انسان‌ها، به تعطیلات نیاز دارند. و چه قدر زیباست که ما الان تعطیلات عید و تعطیلات تابستانی داریم مثل خیلی از ارگان‌ها و کشورهای دیگر. و واقعا تعطیلات نیاز است برای انسانی که در طول یکسال زندگی می‌کند و عمر می‌گذراند. زیرا تعطیلات، یک ریکاوری درونی و بیرونی است؛ و افراد در تعطیلات به ریکاوری خودشان می‌پردازند. و فرهنگ و تمدن کشور ما بدین صورت است که اکثرا به مسافرت می‌روند در این دو تعطیلات. و خود بنده و سایر دوستان نیز تجربه کرده‌ایم که چقدر این ریکاوری نیاز است. و مشاهده می‌کنیم افرادی که در تعطیلات به درستی ریکاوری نمی‌کنند و استراحت نمی‌دهند به خودشان، اکثرا انسان‌های افسرده‌ای هستند و انسان‌هایی هستند که خیلی زود خراب می‌شوند و شکسته می‌شوند. و برعکس این افراد، انسان‌هایی هستند که آن ریکاوری را انجام می‌دهند، چه درونی و چه بیرونی. 

خوب این تعطیلات حسن‌هایی برای هرکس در هر مقطعی دارد؛ برای سفر اولی، بهترین حسنش این است که خودش را امتحان و آزمایش می‌کند. کسی که برنامه و تکالیف خودش را دقیقا انجام بدهد، یک گام بسیار بزرگ و زیادی رو به جلو خواهد داشت. و شاید اگر این تعطیلات وجود نداشت، افراد سفر اولی نمی‌توانستند خودشان را آزمایش کنند در شرایط نبود کنگره و دوری از استاد و هم‌لژیونی. از بحث تعطیلات که بگذریم و نگاه کنیم به زندگی انسان، می‌بینیم که عمر من و شما دارد می‌گذرد و ما حکم یک نقاش را داریم. یک تابلوی بسیار بزرگ دست تک تک انسان‌های روی کره زمین هست که هرکدام دارند نقاشی خودشان را می‌کشند به فراخور حال خودشان. این را کسی می‌تواند بفهمد که به شناخت و معرفت رسیده باشد. و بچه‌های کنگره که به این مقام می‌رسند و خدمتی می‌کنند، این معرفت را دارند. و قبل از این که ما به کنگره بیائیم، در تابلو خودمان به غیر از رنگ سیاهی چیزی استفاده نکرده‌ایم. و پس از این که ما به کنگره آمدیم به عنوان سفر اولی، اولین کار و قدمی که باید انجام دهیم، این است که شروع کنیم به پاک کردن سیاهی‌ها. دومین قدم این است که یاد بگیریم، نقاشی کردن را. خدمت کردن به انسان‌ها، یاد می‌دهد به ما نقاشی کردن را؛ یاد می‌دهد تمام رنگ‌ها را. هیچ چیزی بالاتر از خدمت کردن نیست! کسی که خدمتگزار باشد و به دنبال علم و دانش باشد، در تعطیلات علاوه بر آن ریکاوری که انجام می‌دهد، نگاه می‌کند به رفتار و کردار و یکسالی که گذرانده و می‌بیند که چه کار کرده است. کسی که نقاشی زیبایی را کشیده باشد، ابتدا خودش لذت می‌برد از چیزی که کشیده است. و بعد از آن انسان‌ها و تمام هستی از نقش و نقاشی زیبایی که آن فرد کشیده لذت می‌بردند. و ما تصاویر و نقاشی‌هایی داریم که الان هزاران سال از آن‌ها گذشته است، ولی همچنان زیبایی خود را دارند. و مهم این است که چه اثری از من و شما در این جهان می‌ماند.


دستور جلسه دوم، دستور جلسه تولد یکمین سال رهایی آقای مهدی چوگانی است. بنده نمی‌گویم که چقدر تخریب بوده است، چون همه تخریب داشتند، فقط یکی کمتر، یکی بیشتر. از مهدی اگر بخواهم بگویم این است که یکی از کارهای خوبش این بوده است که در گذشته، در جبهه‌های جنگ بوده‌اند و جانباز شیمیایی هستند. و یکسری مشکلات داشت، که الان برخی حل شده و مابقی رفع خواهد شد. بزرگترین کارهایی که انجام می‌داد این بود که همیشه تمام جلسات را می‌آمد؛ چون بچه‌هایی که موفق می‌شوند، جلسات‌شان را غیبت نمی‌کنند. من فقط یکبار یادم می‌آید که غیبت کرده بود و آن یک روز هم با من هماهنگ کرده بود و آدرس شعبه شیراز را گرفت و آنجا جلسه‌اش را رفت. و الان هم مزد زحمات خودش را می‌گیرد. ما راهنما‌ها برای کسی کار نمی‌کنیم، فقط راه را نشان می‌دهیم. و خوب الان خدمتگزار است در هر جایی که کاری از دستش بربیاید. چون دیده و به این نتیجه رسیده است که هیچ چیزی بهتر نیست از سلامتی و بهتر از این که زحمت بکشی تا دیگران به این جایگاهی که هستی برسی. بهترین کاری که انجام داد، سفر سیگارش بود. و من به مهدی احسنت می‌گویم که سفر سیگارش را با موفقیت به اتمام رساند. شخصیتی که طی چندین سال در اعتیاد از انسان گرفته می‌شود، با درمان اعتیاد تنها برنمی‌گردد. شخصیت یک فرد موقعی که سیگارش را درمان کرد برمی‌گردد. و کسی که سیگارش را درمان نکرده است، به نظر من درمان نشده است. تبریک میگویم به مهدی عزیز اولین سال رهایی‌اش را و به همسفران محترمش و به بچه‌های هم‌لژیونی‌اش و به همه اعضا شعبه شیخ بهایی در راس خدمت اقای مهندس و خانواده محترم ایشان.

  پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سال رهایی مسافر  مهدی رابا شور و شوق فراوان جشن گرفتیم: 



اعلام سفر مسافر مهدی:
انتی ایکس مصرفی: تریاک و شیره- تخریب حدود 28 سال - 11 ماه و 26 روز به راهنمایی اقا مهدی صدیقی سفر کردم - روش درمان دی اس تی همراه با داروی اوتی - رشته ورزشی والیبال و شنا - رهایی یک سال و چند روز



ارزوی مسافر مهدی :
ارزو می کنم که که همه مصرف کنندگان با کنگره اشنا شوند و دیگر هیچ فرد مصرف کننده ای نباشد



ارزوی همسفر محمدرضا :
ارزو میکنم هر کس در مسیر تخریب مواد مخدر قرار دارد راه کنگره را پیدا کند و در مسیر مستقیم گام بردارد.



صحبت های مسافر مهدی:


در ابتدا سال جدید را تبریک می گویم ، انشاالله که سال خوبی را در پیش داشته باشید و به خاطر زحماتی که امروز کشیده اید تشکر می کنم .
2 سال پیش با یک حال خراب به کنگره آمدم ، شاید باورش سخت باشد که من 13 مرتبه در جلسه ی تازه واردین نشستم .
روزی که برای گرفتن نامه ی دارو مراجعه کردم ، یک مشکل برای من به وجود آمد و من هم در اوج غرور و منیت بودم ، در آن لحظه نامه ام را گرفتم و از گرفتن دارو پشیمان شدم و کلا از درمان شدن پشیمان شدم و به خودم گفتم 28 سال تخریب داشتم و ما بقی عمرم هم همان گونه طی می کنم ، آقای آرندیان من را صدا زدند و گفتند : صلاح تو را در این می بینم که برگردی و از ایجنت عذرخواهی کنی و نامه ی خودت را بگیری ؛ پیش خودم گفتم من با این سن و سال از ایجنت عذرخواهی کنم ! ، خلاصه تصمیم گرفتم که عذرخواهی کنم ، پیش ایجنت رفتم و از او عذرخواهی کردم و نامه ام را گرفتم .
من در طول این 11 ماه و 16 روزی در خدمت آقای صدیقی بودم تنها یک غیبت داشتم که به خاطر مشکلی به شیراز سفر کرده بودم ولی در آنجا هم شعبه ی شیراز را پیدا کردم و در جلسه حضور پیدا کردم ؛ در 4 ماه سفر بودم که هوس کردم که گریز بزنم ولی بعد از آن آقای صدیقی مرا تنبیه کردند ، تنبیهی که باعث شد تا انتهای سفرم دیگر این فکر ها را نکنم .
بعد از رهایی همیشه این روز را در ذهن خود می دیدم و همیشه روز تولد ها از خدا می خواستم روزی برسد که این جایگاه را تجربه کنم .
4 ماه که از سفرم گذشت کمی از لحاظ ظاهری مرتب و سیمای مناسب پیدا کردم ، روزی پسرم را به دانشگاه بردم ، پسرم به من گفت : می دانی چرا قبلاً نمی خواستم مرا به دانشگاه ببری ؟ چون اعتیاد داشتی و کاملاً اعتیاد در چهره ات مشخص بود ، این سخن پسرم هم بسیار محرک قوی برای من بود که این کار را باید به اتمام برسانم و همیشه در ذهنم ماند تا دیگر سمت مواد مخدر نروم .
به نظر من کسانی که در کنگره رها می شوند باید روزی یک ساعت را برای شناختن وجود خود صرف کنند و از کنگره جدا نشوند ، ما اگر بخواهیم در حال حاضر پیش یک مشاور برویم باید هزینه ی فراوانی کنیم ولی کنگره پر است از راهنماهایی که به صورت مجانی به افراد مشاوره می دهند .
لذتی که در خدمت کنگره هست را در هیچ جایی دیگر تجربه نکردم ، خدمتی که پس از آن برکت هم به دنبال خود می آورد چون من در این مکان به همنوع خودم کمک می کنم و مسئله ی دیگر ورزش در کنگره است که خیلی در مسئله ی درمان مهم و موثر است .
در انتها تشکر می کنم از آقای مهندس و آقای امین که این بستر را برای ما فراهم کرده اند و همچنین کلیه ی خدمتگزاران شعبه و همچنین همسفرم که پا به پای من این مسیر را طی کرد و تشکر ویژه ایی می کنم از همسرم که به خاطر مشکل معلولیت فرزندم نتوانست در جلسه حضور داشته باشد .

صحبت های همسفر محمد رضا:



سلام دوستان محمدرضا هستم یک همسفر
همه صحبت ها را پدرم گفتند . من به این نکته اشاره می کنم که شما تصمیم بزرگی گرفتید چرا که شما فقط خودتان را نجات ندادید بلکه شما خانواده های خودتان را هم نجات دادید اگر شما یک درد را با خود به همراه می کشیدید خانواده صد درد را با خود می کشید . بخصوص اگر دختر یا پسر جوان داشته باشید. آنها خیلی درد می کشند . شما بهترین مسیر را انتخات کردید . شما آرامش را به خانواده برگرداندید.
من از همه شما عزیزان که در این جشن شرکت کردید تشکر می کنم . از آقای مهندس و خانواده محترمشون و همه خدمتگزاران کنگره تشکر می کنم .












خدمتگزاران






عکاس: مسافر محمد و مسافر مجتبی
تهیه گزارش: همسفر محمد جواد و مسافر امیرحامد
تنظیم و ارسال : مسافر مجتبی


تاریخ : شنبه 24 فروردین 1398 | 01:45 ب.ظ | نویسنده : مهدی صدیقی | نظرات

  • paper | قالب وبلاگ | پارس لون